تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

تبلیغات


یه چند عدد جوک

    داشتم مستند راز بقا میدیدم مامانم برگشت و گفت:خاک تو سرت من همسن تو بودم کار خونه میکردم،بچه شیر میدادم،شوهر داری هم میکردم

    اونوقت تو نشستی اینجا و داری تلوزیون میبینی؟

    یه نگاه بهش کردمو گفتم:مامان دقت کن منم اگه مثل تو اشپزی میکردمو و خونه داری و بچه شیر میدادم عاقبتم میشد عین تو عاقبت بچم هم می شد عین خودم پس به نفع هممونه که همچین ظلمی رو درحق نسل اینده نکنیم باشه؟

    .

    .

    .

     

    هیچی دیگه مامانم قانع که نشد هیچی حتی وقتی اسم خواستگار م

    یاد نظر منو نمیپرسه خودش ردشون میکنه

    --------------------------------------------------------------------------------

    دسته بیل رو بده به من !

    .

    .

    .

    پدر بیل گیتس خطاب به همسرش

     

    هنگام عبور از خیابان دوطرفه

    --------------------------------------------------------------------

     

    جناب قاضی: خب، علت درخواست طلاقتون چیه؟

    .

    .

    .

    زن: clash of clans!!!!

    جناب قاضی: جدی ؟ ناموسن؟؟

     

    لول شوهرت چنده ؟ میاد تو کلن ما؟؟؟

    ------------------------------------------------

    بالاخره امروز تو دانشگاه یکی بهم گفت مهندس.............

    .

    .

    ......آدرس دستشویی میخواست!!!!...........

     

    یعنی از ریشه داغون شدم.

    -----------------------------------------------------------------

    یه روزی بشر جواب همه سوالا رو پیدا میکنه به جز اینکه اکبر جوجه واقعی کدومه :|

     


    این مطلب تا کنون بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ پنجشنبه 11 دي 1348 [ گزارش پست ]
    منبع
    برچسب ها : داری ,جناب قاضی ,
    یه چند عدد جوک

تبلیغات


    Ads1

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز سه شنبه 9 خرداد 1396

تبلیغات

ads2

تبلیغات

ads3

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر